







عشق یعنی تا ابد آبی شدن
لحظه ای شفاف ومهتابی شدن
عشق یعنی یک بلای ماندگار

عشق یعنی یک صفای سازگار
دور از آداب مردم زیستن
سال اشک ندامت ریختن


سوار قایق می شدیم هر دویمان عاشق می شدیم دردستهای ما جا می گرفت کاش دردریا می وزید کاش که یک ماهی قشنگ برای ما از فرشته ها با بال ان فرشته ها به شهر بی ستاره ها شب که می شد امانت چشمان ما را می بستیم و صداقت یعنی از مرز افق ها به قصد دیدن رویت گذشتن به دنبـال قـدم های تو گشتن به رسم عاطفه یک پونه چیدن میان سایه روشن های احساس تـرا از پشت یک آیـینه دیـدن نگاهت داستان آشنایی ست گرفتار خزان یک جدایی ست دوستت دارم!!!!!!!!! دوست دارم پنجره روحم را به سوي تو باز كنم دوست دارم هر وقت دفترم ماه الوده ميشود و تن حرفهايم درد ميگيرد انها را به ملاقات تو بفرستم دوست دارم وقتي با تو گفتگو ميكنم هيچ كبوتري ميان حرفم نپرد و انقدر محو چشمان تو باشم كه حتي اگر زمين از سقف هستي فرو ريخت پلك بر هم نزنم... دوستت دارم








با تو آغاز می کنم خوب من به نام تو می نویسم قصه ای تازه از الهام تو ای شروع دل پذیر مثل خورشید بی نظیر به تو تقدیم می کنم عشق و از من بپذیر ای قشنگترین بهانه واسه گفتن ترانه من یک عشق جاودانه به تو تقدیم می کنم در این غربت شبانه با صداقت عاشقانه قلبم و با این ترانه به تو تقدیم می کنم ای طلوع ماندگار گل همیشه بهاری به تو تقدیم میکنم هر چه هست در روزگاری گفته ها نا گفته ها هر چه هست در باورم به تو تقدیم میکنم آرزوی آخرم به چشمانیترم باور نداشتی. میپرستمت بازم باور ت نشد که خون قلبم ست . لحظه آخیر زندگیم لبخندت را ببینم به ناچار دست خونی ام را نشان دادم و تو باور کردی و خون قلبم که جاری بود نظاره کردی ولی لحظه ایی بود که چشمانم را برای همیشه بستم و این هم برایم کافی ست برای یکبار چشمان خیره ات را به قلبم دیدم و هنگام مردنم با حضور تو و عشق تو مردم. «رضای» خلاصه قسمتهای آینده امپراطور دریا. سانسور های امپراطور دریا. برای دیدن موارد بالا به آرشیو موضوعی امپراطور دریا مراجعه بکنید.



![]()
![]()